For Better Performance Please Use Chrome or Firefox Web Browser

مائده مولایی

Grade: 
Master

بررسي كارايي روش LFAبراي ارزيابي پايداري و ميزان ماده آلي خاك در برخي از مكان هاي مرتعي

مناطق وسيعي از اكوسيستم­هاي خشك و نيمه­خشك جهان تخريب شده­اند كه احياي اين اكوسيستم­ها به دليل شكنندگي، وسعت زياد و هزينه آن­ها از موضوعات چالش برانگيز مي­باشد. تغييرات پوشش گياهي ممكن است، منجر به تغييرات پايدار در شرايط خاك گردد، به­طوري‌كه اكوسيستم توانايي بازگشت به وضعيت اوليه­اش را نداشته باشد و منجر به بيابان­زايي شود. ارزيابي ساختار و عملكرد اكوسيستم­ها مي‌تواند به فهم بهتر وصحيح­تري از اكوسيستم­هاي مرتعي منجر شود كه اين نيز به نوبه خود در مديريت اين اكوسيستم­ها نقش تعيين كننده‌اي دارد. روش آناليز عملكرد چشم­انداز (LFA) روش كمّي است كه در استراليا ابداع شده و به طور گسترده در مناطق مختلف جهت ارزيابي عملكرد اكوسيستم­ها به­كار برده مي­شود. در اين روش فاكتورهاي يازده­گانه، در لكه­هاي پوشش گياهي و فضاي بين لكه­ها (خاك لخت) در امتداد ترانسكت 30 متري، براي به دست آوردن سه شاخص پايداري، نفوذپذيري و چرخه عناصر غذايي ارزيابي مي‌شود. هدف اصلي اين تحقيق آزمون واسنجي روش LFA با شرايط اكولوژيكي مراتع مناطق خشك و نيمه­خشك ايران بود. هم­چنين شاخص­هاي LFA در مكان­هاي قرق شده و قرق نشده مقايسه گرديد. چهار مكان در مناطق آب و هوايي متفاوت در استان اصفهان انتخاب گرديد كه 7 مكان در مناطق نيمه­خشك بردآسياب و آقاگل و 7 مكان در مناطق خشك سه و موته واقع شده بود. شاخص­هاي LFA در مكان­هاي مورد بررسي به روش ميداني اندازه­گيري گرديد و برخي از ويژگي­هاي نمونه­هاي خاك سطحي در زير لكه­هاي پوشش گياهي و در منطقه خاك لخت از جمله ميانگين وزني قطر(MWD) ، درصد كربن آلي (OC%)، كربنات كلسيم معادل، نسبت جذب سديم (SAR) و رسانايي الكتريكي (EC) در آزمايشگاه تعيين گرديد. آناليز همبستگي بين دو شاخص LFA (پايداري و چرخه عناصر غذايي) و ميانگين وزني قطر و درصد ماده آلي خاك انجام شد. هم­چنين شاخص­هاي LFA در مناطق قرق شده و قرق نشده توسط آناليز واريانس يك طرفه و مقايسه ميانگين LSD مقايسه گرديد. همبستگي بين داده­هاي اندازه­گيري مستقيم (نتايج به­دست آمده MWD و با داده­هاي اندازه­گيري­هاي غير مستقيم (پايداري و چرخه عناصر غذايي حاصل از LFA) در همه مناطق بجز سه معني­دار بود. بر طبق نتايج اين مطالعه، شاخص­هاي عملكرد در زير لكه­هاي پوشش گياهي نسبت به خاك لخت بيشتر بودند. هم­چنين شاخص­هاي LFA در لكه­هاي پوشش گياهي و در كل (لكه­هاي پوشش و خاك لخت با توجه به سطح و تعداد آن­ها) در برخي از مكان­ها تفاوت معني­داري را نشان دادند. شاخص­هاي عملكرد به علت شدت چرا در مناطق بردآسياب و آقا گل كاهش يافته بودند. شاخص پايداري در منطقه قرق سه نسبت به خارج قرق به طور معني­داري(P<0.05) كمتر و شاخص نفوذپذيري و چرخه عناصر غذايي بيش­تري داشت، دليل كمتر بودن شاخص پايداري تجمع رسوبات به خصوص در زير لكه­هاي پوشش گياهي در اين مكان بود. هم­چنين با مقايسه شاخص‌ها در مناطق نيمه­خشك و خشك، تفاوت معني­داري(P<0.05) بين شاخص­هاي

كلمات كليدي: پايداري خاك، ماده آلي، شاخص­هاي عملكرد، مرتع، اكوسيستم­هاي خشك و نيمه­خشك